سخن روز
  • دهه فجر انقلاب اسلامی، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهاي اسلامي، مقطع رهايي ملت ايران و بخشي از تاريخ ماست كه گذشته را از آينده جدا ساخته است

سخن رهبر

درود خدا بر این جوانهای اصفهانی، درود ملائکه‌ی الهی بر آنها، درود خدا بر مردم شهیدپرور اصفهان که پریروز آن تشییع‌ جنازه‌ی عجیب را برای این جوانها به راه انداختند. مردم اصفهان هم جزو پیشگامان این نهضت و این حرکتند. این خیلی کار مهمّی است.

آمار بازديد

بازديد امروز : 341
بازديد ديروز : 160
بازديد ماه : 677
بازديد ماه گذشته : 3059
افراد آنلاين : 3
کل بازديد : 272398

تبلیغات

    شهید تقی میرزایی    فرزند حسین

    تاریخ شهادت : 1361
    محل شهادت : عملیات فتح المبین دشت آزادگان

    تاریخ تولد : 1326
    محل تولد : علی آباد

    شهيد محمد تقي ميرزايي عليآبادي، تير ماه 1326 در روستاي عليآباد از توابع شهرستان آران و بيدگل تولد يافت. وي پس از گذراندن ايام کودکي وارد مدرسه شد تا با فراگيري علم و دانش مسائل پيرامون خود را بهتر درک نمايد. تقي تا مقطع ششم ابتدايي تحصيل کرد و به سبب وجود کاستيها و کجمراديهاي روزگار بهناچار از ادامهي تحصيل باز ماند و به شغل قاليبافي روي آورد. از همان دوران نوجواني سرنوشت، او را به مسيري سوق داد تا خود را در مقابل مصائب و مشکلات بيازمايد و خودساخته شود. مدتي هم در کارخانهي نساجي کاشان کار کرد و تقدير او را به شهر مقدس قم کشاند تا نزد استاد آينهکار، حرفهي آينهکاري را بياموزد.

    تقي، توفيق آن را داشت در حرم مطهر حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) آينهکاري کند و روح و وجودش را در آستان مقدس تطهير نمايد و دل به خاندان اهل بيت(ع) بسپارد. تقي ميرزايي آموخت، براي درست زيستن بايد به خدا توکل کرد و راه صواب را پيشه نمود. ارادت خاصي به حضرت ابوالفضل(ع) داشت و خود را متعهد و مقيد به رعايت مسايل ديني نموده بود. سال 1350 وارد ارتش شد و بهعنوان کارمند در واحد ترابري و فني مشغول خدمت گرديد. تقي ميرزايي زمانيکه در ارتش خدمت ميکرد، بهطور ملموس و محسوسي، ظلم و خفقان و بيدادگري رژيم پهلوي را احساس کرد.

    سال 1352 با خانوادهاي انقلابي و مبارز آشنا شد، همان سال بهصورت مخفيانه و دور از چشم عمال رژيم، ازدواج کرد. چون اگر سابقه سياسي و ضد حکومتي پدر و برادر همسرش را رژيم ميفهميدند مانع ازدواج وي با آن خانواده ميشدند. تقي ميرزايي از هيکل ورزيده و اندام تنومندي برخوردار بود و هيبت خاصي داشت. بارها به جهت اداي فريضهي نماز و رعايت فرايض ديني در ارتش مورد باز خواست قرار گرفته بود و در دوران اوجگيري قيام مردم بر عليه حکومت طاغوت با چهرهاي مبدل به جمع فعالان انقلابي ميپيوست و براي پيروزي انقلاب تلاش ميکرد.

    در آستانهي پيروزي انقلاب بود که به همراه عدهاي از نيروهاي انقلابي مورد شناسايي قرار گرفت و حکم اعدام برايش صادر شد، اما دست تقدير اجازه نداد که اين سرباز با وفاي روحالله زودتر از موعد، جامهي شهادت بر تن کند و با پيروزي ملت قهرمان ايران، او به همراه همرزمانش از دست مزدوران رژيم نجات يافت.

   بعد از به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي، با افتخار زير پرچم جمهوري اسلامي ايران به کار در ارتش ادامه داد. با شعلهورشدن آتش جنگ، داوطلبانه عازم مناطق عملياتي جنوب شد تا از تخصص خود بهره ببرد و تانکها و نفربرها را در جبهه تعمير و راهاندازي کند. تقي ميرزايي، سرباز قسمخورده امام(ره) بود و زير باران گلولههاي دشمن، شجاعانه و دلاورانه خدمت ميکرد تا رزمندگان دچار کمبود ادوات سنگين جنگي نشوند. سرانجام، در اسفند1360 با همسر و دو فرزند دلبند خود وداعي ماندگار نمود تا روز تحويل سال را در جبهههاي جنگ کنار همرزمان خود باشد.

   شهيد تقي ميرزايي بعد از اعزام در عمليات فتحالمبين، در منطقهي دشت آزادگان حضور يافت و در 28/12/1360 بر اثر بمباران شيميايي توسط دشمن بعثي بهشدت مجروح گرديد و پس از انتقال به آبادان، بهعلت شدت جراحات به بيمارستاني در تهران منتقل گرديد و در5/1/1361 با آنکه پزشکان تلاش فراوان نمودند اين نيروي مخلص و متخصص زنده بماند اما مرغ دل تقي، شوق پرواز داشت و با آغوش باز به استقبال شهادت رفت و در نخستين روزهاي بهاري، وجودش معطر به عطر شهادت شد و از ناميان گمنام شهداي هشت سال دفاع مقدس گرديد.

«چون معلمي با تدبير بود»

اول ماه مبارک رمضان سال 1352 بهصورت مخفيانه پدرم مرا به عقد تقي ميرزايي در آورد. همسرم در ارتش خدمت ميکرد و خانوادهي ما از نيروهاي انقلابي ضد رژيم بود و سابقهي سياسي داشتند و اگر عناصر رژيم از اين موضوع و ازدواج تقي ميرزايي آگاه ميشدند مانعتراشي ميکردند و جلوي آن پيوند را ميگرفتند. اما به دليل آنکه همسرم خود يک انساني مذهبي و داراي اعتقادات محکم اسلامي بود و با عملکرد و نحوهي حکومت رژيم مخالفت داشت تصميم گرفت با خانوادهام وصلت نمايد. البته در بحبوحهي جريان انقلاب، تقي در کنار پدر و برادرم به تغيير دادن چهرهي خود بر عليه رژيم به تظاهرات و راهپيمايي ميرفت و با وجود خطرات، باز هم حاضر نبود سنگر مبارزه را خالي کند.

 شهيد تقي ميرزايي گسترهي فعاليتهاي انقلابي خود را چه در محل کارش و چه در تظاهرات و راهپيماييها آنقدر زياد کرده بود که سرانجام مورد شناسايي عمال رژيم قرار گرفت، تا حدي که براي او و تعدادي از دوستانش از سوي فرماندهان وقت ارتش، حکم اعدام صادر شد ولي به يمن پيروزي انقلاب اسلامي آزاد شدند. همسرم، انساني خودساخته و توانمند بود. هرگز کاري را بدون علم و آگاهي انجام نميداد. او در دوران حکومت رژيم منفور پهلوي با آنکه ميدانست اداي فرايض ديني در پادگان، باب ميل رژيم نيست و برايش ايجاد مشکل ميکند اما هرگز تن به خواستههاي نامشروع آنان نداد و کماکان متعهد و پايبند به اصول و مباني اخلاقي و ديني خود بود. انساني با آن همه تجربه و سرد وگرم روزگار چشيده، الحق که برايم چون مربي و معلمي با تدبير محسوب ميشد. زمانيکه جنگ تحميلي شروع شد، با آنکه رستهاش کارمندي بود اما داوطلبانه در خواست اعزام به جبههها را نمود تا در مناطق جنگي، به رزمندگان خدمت کند. همسرم در تعمير ادوات جنگي، از جمله تانک و نفربر تبحر زيادي داشت و تخصص وي در آن روزها بسيار به کار ميآمد. بعد از مدتي او را به آبيک قزوين منتقل کردند تا در آنجا کارش را ادامه دهد. از صبح که ميرفت تا پاسي از شب مشغول ساخت و تعمير ادوات نظامي بود و شب با تني خسته به منزل بر ميگشت اما عشق به خدمت در نگاهش موج ميزد.

 اواخر زمستان1360 به بازار رفت و تمام خريد عيد را برايمان انجام داد و براي فرزندانمان وسايل عيد خريد. سعي ميکرد هر کار نيمه تمامي که در منزل بود به اتمام برساند. حياط منزل را موزاييک کرد و لوله کشي آب را انجام داد و حتي باغچه حياط را گل کاشت. همهي آن کارها مرا خوشحال مينمود اما حس ميکردم در پس آن لحظهها و اتفاقات شيرين، چيزي وجود دارد که نميتوانم حدس بزنم. تا اينکه ساک سفر بست و آماده رفتن به جبهه شد. در آن دقايق، شايد هر همسر و فرزندي آرزو داشتند شب عيد، شوهر و پدر بچهها دور سفره هفت سين باشد و لبخند شادي را به آنان هديه دهد. اما من و فرزندانم قرآن به دست مشغول بدرقهي رزمندهي خود بوديم تا با تمام توان در مقابل دشمن متجاوز بجنگد و عيد سال 1361 به هموطنانش خوش بگذرد.

 در آن لحظه، خيلي تلاش کردم جلوي احساساتم را بگيرم اما نميشد. با ديدن اشک من و بچهها، همسرم نيز گونههايش نمناک شد و سه بار از جلوي در منزل برگشت و آنان را در آغوش گرفت و در نهايت از منزل خارج شد و در کوچههاي خاطره قدم زنان مسير تداعي روزهاي با هم بودن را در ذهنم تقويت نمودم. دو روز به فرا رسيدن سال جديد مانده بود که خبر مجروحيت ايشان را به ما اطلاع دادند و پس از انتقال به تهران براي ديدنش راهي بيمارستان شديم. تمام بدنش شيميايي شده بود و جنايت رژيم بعث در قبال رزمندگان مان به حد اعلاي خود رسيده بود. به جهت توانايي و تخصص همسرم در واحد فني ارتش، از سوي فرماندهان ارشد از پزشکان معالجش خواسته بودند به هر شکل ممکن او را احيا کنند تا هر چه زودتر براي مداوا به کشور آلمان اعزام شود.

 همسرم تقي ميرزايي تا آن روز هر چه در توانش بود بر طبق اخلاص نهاد و همه ميدانستند که وجودش چقدر براي نظام و ميدان جنگ نياز است. اما بوستان معرفت الهي در جستجوي مرداني چون او بود تا گلي از گلستان بهشت باشند و مزد رشادتها و زحماتشان را در پيشگاه خالق بستانند. آري، مردان سپاه عشق بينشان ميآيند، بيادعا زندگي ميکنند و با يک دنيا معرفت باز هم بينشان ميروند. و بر ما است که در عمل به تکليف و طي طريق نمودن راه شهدا، ياد بهترين بندگان خدا را در خاطرمان زنده بداريم.

(راوي همسر شهيد)

«فرازي از بيانات شهيد»

همهي انسانها در زندگي، فرصت انتخاب دارند و خوش به حال آناني كه بهترين راه را براي رستگاري انتخاب نمايند. من هم از اينكه در اين راه قدم گذاشتهام خدا را شكر ميكنم زيرا همانگونه كه خداوند وعده فرموده جهاد در راه فيسبيلالله اجري عظيم دارد و اين جهاد ميتواند براي خدمت به خلق خدا باشد و يا در ميدان نبرد با دشمنان. در هر صورت، رضايت حق تعالي مد نظر است. اميدوارم توانسته باشم همانگونه كه شايسته است به تكليف خود عمل كنم.

 

 

شهداي علي آباد آثار تاريخي شخصیت ها
    • قلعه مورچان

      قلعه مورچان

      قلعه مورچان در 5کیلومتری روستای علی آباد واقع شده است
    • باغ امین الرعایا

      باغ امین الرعایا

      این خانه توسط پدر میرزا محمود (معروف به حاج آقا ) ساخته شده است
    • آب انبار آقا

      آب انبار آقا

      قدمت این آب انبار به 500 سال پیش میرسد که توسط آقا سید رضی ساخته شده است.که ایشان در 5 نسل قبل از خاندان حسینی نسبت داشته اند.در کنار این آب انبار یک کوچه سرپوشیده قرار داشته است که به نام گذر آقا معروف بوده است.
    • مسجد امام حسن عسگری

      مسجد امام حسن عسگری

      ساختمان مسجد دارای 700 سال می باشد.جایگاه مسجد در قلعه قدیم بوده است که آن قلعه در 750 سال پیش وجود داشته است.
    • منزل حاج علی وکیل

      منزل حاج علی وکیل

      منزل حاج علی وکیل دارای70 سال قدمت می باشد و در ساخت آن از اصول ناب معماری سنتی استفاده شده است.
    • منزل حاج حبیب  وکیل

      منزل حاج حبیب وکیل

      منزل حاج حبیب وکیل دارای 75 سال قدمت می باشد و در ساخت آن از اصول ناب معماری سنتی استفاده شده است.
    • خانه عمارت

      خانه عمارت

      خانه عمارت
    • منزل ارباب(منزل شرافت خانم)

      منزل ارباب(منزل شرافت خانم)

      به خانه آقا حسین خانی معروف است و آن را میرزا محمود امین رعایا ساخته است و قدمت آن نزدیک 160 سال می باشد.
    • منزل اربابی

      منزل اربابی

      این خانه توسط محمد جعفر فرزند میرزا بابا در 160 سال پیش ساخته شده است.
    • امام زاده  شاهزاده عباس

      امام زاده شاهزاده عباس

      این شاهزاده در 700 سال پیش به خاک سپرده شده است که از 8 پشت از فرزندان امام علی نقی می باشد.
    • منزل آقا رضا رعیت

      منزل آقا رضا رعیت

      این خانه در محله واحدی بوده است و توسط حسینعلی اسدالله قلی ساخته شده است که قدمت آن به 400 سال پیش میرسد.
    • منزل ذاکری

      منزل ذاکری

      این خانه بخشی از ساختمان خانه استاد حسین بوده است معروف به خانه آقایون بوده و حد فاصل این خانه و آب انبار گذری سرپوشیده که به گذر آقا معروف بوده است.
    • منزل حاج محمد صادقی و محمد قدیری

      منزل حاج محمد صادقی و محمد قدیری

      این خانه دارای 160 سال قدمت می باشد و توسط نصرالله کشاورز ساخته شده است.
    • منزل حسین ساعدی

      منزل حسین ساعدی

      این خانه توسط حاج قاسم ساخته شده که دارای قدمت حدود 500 سال می باشد.
    • منزل باقری

      منزل باقری

      این خانه بخشی از ساختمان خانه استاد حسین بوده است که در حال حاضر به سه خانه مسکونی تبدیل شده است.حدفاصل بین این خانه و آب انبار به گذر آقا معروف بوده است.
    • منزل ارباب

      منزل ارباب

      قدمت این خانه به 160 سال می رسد و توسط میرزا امین الرعایا ساخته شده است.

کلیه حقوق مطالب و عکس های سایت متعلق به شورای روستای علی آباد می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: شرکت فناوری اطلاعات آیتیسا

Goup Code