سخن روز
  • دهه فجر انقلاب اسلامی، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهاي اسلامي، مقطع رهايي ملت ايران و بخشي از تاريخ ماست كه گذشته را از آينده جدا ساخته است

سخن رهبر

درود خدا بر این جوانهای اصفهانی، درود ملائکه‌ی الهی بر آنها، درود خدا بر مردم شهیدپرور اصفهان که پریروز آن تشییع‌ جنازه‌ی عجیب را برای این جوانها به راه انداختند. مردم اصفهان هم جزو پیشگامان این نهضت و این حرکتند. این خیلی کار مهمّی است.

آمار بازديد

بازديد امروز : 31
بازديد ديروز : 117
بازديد ماه : 2806
بازديد ماه گذشته : 3635
افراد آنلاين : 1
کل بازديد : 285802

تبلیغات

    شهید حسن رجبی    فرزند حسین علی

    تاریخ شهادت : 1361
    محل شهادت : منطقه زید

    تاریخ تولد : 1334
    محل تولد : علی آباد

شهيد حسن رجبي، ارديبهشت 1334 در روستاي عليآباد از توابع شهرستان آران و بيدگل در خانوادهاي کشاورز و تلاشگر قدم به عالم هستي نهاد. وي چهارمين فرزند خانواده بود و با عطر صلوات و عشق به ائمه اطهار(ع) در سايهي حمايت والدين خداجويش رشد کرد و تربيت يافت. حسن، زمانيکه به سن علمآموزي رسيد وارد مدرسهي شهيد ميرزايي روستاي خود شد و تا مقطع چهارم ابتدايي کسب علم و دانش نمود. سپس براي کمک و ياري رساندن به والدين خود مشغول بهکار کشاورزي گرديد.

حسن در فضاي پاک و مصفاي روستا، رسم معرفت و جوانمردي را بهخوبي آموخت و از پدر ياد گرفت تا بههمراه وي سجدهي شکر و بندگي را در مسجد امام حسن عسکري(ع) روستايشان بهجاي آورد و با حلاوت آن آشنا گردد. عشق و ارادتش به اهل بيت(ع) تمام شدني نبود و ريشه در عمق وجودش داشت. نسبت به برادران و خواهرانش با مهر و عطوفت رفتار ميکرد و در خدمت خانواده بود. سال 1352 در سن هجده سالگي سنت پيامبر(ص) را بهجاي آورد و همسري وفادار و مومن براي زندگي مشترک خود برگزيد و حاصل آن چهار فرزند بود. شهيد حسن رجبي، يکسال بعد به خدمت سربازي فراخوانده شد و دو سال سربازياش را در پادگان همدان سپري نمود. پس از اتمام خدمت، در کارخانهي راوند کاشان استخدام گرديد و روز به روز تلاش ميکرد تا کانون خانواده را گرمي بخشد.

شهيد حسن رجبي در دوران پُر شکوه مبارزات مردم انقلابي بر عليه حکومت ستمشاهي، بههمراه دوست و يار وفادار خود شهيد غلامرضا رضايي که همکار وي بود قدم به دورهي پُر تلاطم انقلاب گذاشت و براي آگاهسازي مردم در روستاي عليآباد و روستاهاي مجاور، با پخش اعلاميههاي حضرت امام از پيروان ولايت نام گرفت تا در ايام پيروزي انقلاب اسلامي اشک شوق را به ديدگان هديه کند. حسن رجبي، انساني متعهد و مقيد به موازين شرعي بود و در سختترين شرايط، توکلش به خدا و دستانش هميشه به شکرانهي نعمت الهي بلند بود. در ورزش بوکس مهارت زيادي داشت و از هيکل ورزيدهاي برخوردار بود.

 با شروع جنگ تحميلي، زمستان1360 تصميم گرفت همسر و فرزندان را به خدا بسپارد و سنگر جهاد در راه خدا را حفظ نمايد. پس از گذراندن دورهي امدادگري در اصفهان از طريق بسيج شهرستان کاشان همراه دوست و همرزم خود شهيد غلامرضا رضايي راهي مناطق عملياتي شد و اين سرباز دلير لشکر اسلام پس از ماهها جانفشاني و خدمت به رزمندگان سلحشور، سرانجام در شب نوزدهم رمضان که مصادف بود با نوزدهم خرداد 1361 در حين درگيري با دشمن بعثي در منطقهي پاسگاه زيد به مقام عظماي شهادت نايل آمد و پيکر پاکش شانزده سال مفقود بود که در سال 1377 به موطن بازگشت و بدينسان، نام و يادش در کتيبهي زرين ناميان گمنام ثبت گرديد و آينه راه ياران ولايت شد.

(راوي همسر شهيد)

 

«يادگاري پر برکت»

چه زيباست زماني که انسانهاي خداجو بعد از سير و سلوک در عالم امکان، با بهجا نهادن يادها و خاطرههاي معنوي خود ردپاي عشق را ترسيم کنند تا آيندگان نيز در فراسوي راهشان سير سعادت و کاميابي را بهتر بشناسند. با آنکه ما زندگي بسيار ساده و بيآلايشي داشتيم و من با قالي بافي و همسرم با کار و تلاش در کارخانه سعي ميکرديم روزي حلال بهدست آوريم و فرزندانمان را به درستي تربيت نماييم اما بعضي از خصلتها و صفات شهيد حسن رجبي مرا بر آن ميداشت تا بيشتر در موردش تفکر کنم. اگر ميخواست از بيبضاعتي دستگيري کند آنقدر زيرکانه برخورد ميکرد، حتي من که همسرش بودم نبايد متوجه ميشدم اما حسي به من ميگفت براي کمک به مستمندي اقدام کرده است.

 در دوران انقلاب اگر بهطور اتفاقي اعلاميههاي حضرت امام را در جيبش پيدا نميکردم شايد هرگز به اين مهم پي نميبردم که ايشان از مبارزان توانمند انقلاب است و مدتها اعلاميهها و عکسهاي حضرت امام(ره) را به همراه دوست صميمياش شهيد غلامرضا رضايي در بين مردم پخش ميکند. همسرم هرگز بهدنبال آن نبود که خود را به ديگران معرفي کند و يا کاري را از روي خودنمايي و بزرگي انجام دهد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، به همراه شهيد غلامرضا رضايي تصميم گرفت بهطور مستمر، جلسههاي قرائت قرآن و ادعيه را برپا کند. با همت و زحمت زياد، تعدادي قرآن و کتابهاي دعا تهيه کردند و مکاني را براي برگزاري مراسم در روستاي عليآباد مهيا ساختند.

روزهاي سهشنبه و پنجشنبه ضمن قرائت قرآن، در شبهاي جمعه دعاي کميل نيز برگزار ميشد و روز به روز به تعداد جمعيت شرکت کننده افزوده ميشد. آنقدر با شور و هيجان اين مراسمها را برگزار ميکردند که همهي حاضرين به وجد ميآمدند.

 شهيد رضايي و شهيد رجبي تا روزي که در قيد حيات بودند اين مراسمها بهطور مستمر انجام ميشد و بعد از شهادت اين دو بزرگوار، مردم شهيدپرور و مذهبي روستاي عليآباد به پاس زحمات و تلاشهاي اين دو شهيد که باني برپايي و راهاندازي آن مراسم بودند هرگز آن يادگاري پر برکت را از ياد نبردند و کماکان هر سهشنبه و پنجشنبه محفل قرآني و دعاي کميل برگزار ميگردد تا نام و ياد اين مردان خدا و ياران خميني کبير هميشه جاويد باقي بماند.

(راوي همسر شهيد)

 

«به من قلم خودنویس داد»

هستی، تنها همین نیست که به چشم میبینیم و با حس ادراک میکنیم. بلکه در ورای این عالم محسوس، عوالمی وجود دارد که با چشم و نگاه دیگری باید دید، با چشم دل و آن ناشنیدنیها را نیز با گوش جان باید شنید. باید فقط سطح و ظاهر را نشناسیم، که عمق و ژرفایی هم هست. شهید حسن رجبی فقط پیش پای خود را ندید بلکه افق گستردهتر را با عمق وجودش درک کرد و به حقیقت ناب دست یافت.

چه قبل از انقلاب و چه در دوران تحولات و درگیریهای انقلاب اسلامی برای فروپاشی حکومت طاغوت، هرگز حسن را آرام و بیتفاوت ندیدم. همان دورانها، پایه و شالودهی وجودش با دین خدا و معنویات و حقیقت آزاده زیستن مأنوس شده بود و هیچ گاه زیر بار ظلم و زور نمیرفت و این روحیهی ناب، ریشه در تربیت اسلامی و آموزههای دینیاش داشت که ایمانی کم نظیر را در همان زمانها در عمق وجودش نشاند. با شروع جنگ تحمیلی، با آنکه کارگر کارخانهی فرش راوند کاشان بود و همسر و فرزندانش از عزیزترین سرمایههای زندگیاش به حساب میآمدند، اما باز هم با فهم و درک دینی خود توانست گزینهی درست را انتخاب نماید و با این وجود که میدانست باید چشم از همهی داشتهها، مکنونات و تعلقات دنیویاش بپوشد، جهاد در راه خدا را مقدم بر هر چیز دیگر دانست و خیلی زود خود را به صف رزمندگان اسلام رساند. بعد از آموزش در پادگان اصفهان، تنها چیزی که میشد در اخلاق و رفتار وی مشاهده کرد این بود که هر چه زودتر میخواست خود را به جبهههای جنگ برساند و در مقابل دشمن متجاوز سلاح به دست بگیرد.

شهید حسن رجبی، در ماه مبارک رمضان به گردان امام محمد باقر(ع) در شهرک دارخوین ملحق شد و خیلی زود با بچههای رزمنده اُنس گرفت. با آمدنش به روزهای شروع عملیات رمضان نزدیک میشدیم و هوای گرم تابستان1361 حکایت از روزهای پُر التهاب و سختی میداد. از نگاه و برخورد حسن  متوجه میشدم که چقدر مشتاق حضور در عملیات است و مهمتر آنکه وقتی میدیدم با چه عزم و ایمانی توانسته همهی آرزوها و آمال شیرین دنیایی را زیر پا بگذارد و همسر و فرزندانش را برای سربلندی اسلام به خدا بسپارد بیشتر و بیشتر ذهنم را درگیر خود می نمود. مگر یک انسان چقدر می تواند به خدا نزدیک شود که به این راحتی بر انفاس دنیویاش غالب شود و هیچ چیز دیگری را جز خدای یگانه نبیند. زمانی که میخواست برای مأموریت به خط مقدم برود یک قلم خودنویس به من یادگاری داد و لباسهای شخصیاش را از تن در آورد و لباس بسیجی بر تن کرد تا دیگر هیچ نشانی از رنگ و بوی دنیایی با خود نداشته باشد. شهید حسن رجبی با اینکه هنوز مدت زیادی نبود که وارد منطقهی جنگی شد اما چه زود مزد جهاد و رزمش را در مقابل دشمنان دین ستیز گرفت. و در روزهای مهمانی خدا بود که سفرهی دنیایی خود را بست بر سر سفرهی خالق نشست تا برای همیشه از سفرهی کرامت و نعمات خداوند بهرهمند شود. حسن در نوزدهم رمضان1361 در حین مأموریت به شهادت رسید و ثابت نمود که از پیروان و رهروان راستین مولایش علی(ع) است و چون آقایش برای سجدهی بندگی وضوی خون گرفت و رستگار شد.

(راوی همرزم شهید، خسرو ابراهیمی)

 

 

«فرازي از وصيتنامهي شهيد»

مادر و همسر عزيزم، از تو ميخواهم فرزندانمان را در راه دين اسلام پرورش دهيد و با خانواده شهدا همبستگي داشته باشيد. در مقابل زخمزبان دشمنان ايستادگي كنيد و استوار باشيد تا مشت محكمي بر آنان باشد. همسرم، از تو ميخواهم در راه خدا صبر و توانايي داشته باشي، حجاب خود را حفظ نمايي و به ديگر خواهرانم هم بگو كه حجاب خود را حفظ كنند.

براي شهادتم ناراحتي نكنيد. از شما ميخواهم كه به سفارشهايم عمل كنيد. امت عزيز، شما خوب ميدانيد كه قبل از انقلاب، از اسلام جز اسمي از قرآن چيز درستي باقي نمانده بود حالا كه خداي بزرگ بر ما منت نهاده و چنين رهبري حسينگونه وآگاه نصيبمان نمود وقت را غنيمت شمرده و اين موقعيت حساس را از دست ندهيد.

 

 

شهداي علي آباد آثار تاريخي شخصیت ها
    • قلعه مورچان

      قلعه مورچان

      قلعه مورچان در 5کیلومتری روستای علی آباد واقع شده است
    • باغ امین الرعایا

      باغ امین الرعایا

      این خانه توسط پدر میرزا محمود (معروف به حاج آقا ) ساخته شده است
    • آب انبار آقا

      آب انبار آقا

      قدمت این آب انبار به 500 سال پیش میرسد که توسط آقا سید رضی ساخته شده است.که ایشان در 5 نسل قبل از خاندان حسینی نسبت داشته اند.در کنار این آب انبار یک کوچه سرپوشیده قرار داشته است که به نام گذر آقا معروف بوده است.
    • مسجد امام حسن عسگری

      مسجد امام حسن عسگری

      ساختمان مسجد دارای 700 سال می باشد.جایگاه مسجد در قلعه قدیم بوده است که آن قلعه در 750 سال پیش وجود داشته است.
    • منزل حاج علی وکیل

      منزل حاج علی وکیل

      منزل حاج علی وکیل دارای70 سال قدمت می باشد و در ساخت آن از اصول ناب معماری سنتی استفاده شده است.
    • منزل حاج حبیب  وکیل

      منزل حاج حبیب وکیل

      منزل حاج حبیب وکیل دارای 75 سال قدمت می باشد و در ساخت آن از اصول ناب معماری سنتی استفاده شده است.
    • خانه عمارت

      خانه عمارت

      خانه عمارت
    • منزل ارباب(منزل شرافت خانم)

      منزل ارباب(منزل شرافت خانم)

      به خانه آقا حسین خانی معروف است و آن را میرزا محمود امین رعایا ساخته است و قدمت آن نزدیک 160 سال می باشد.
    • منزل اربابی

      منزل اربابی

      این خانه توسط محمد جعفر فرزند میرزا بابا در 160 سال پیش ساخته شده است.
    • امام زاده  شاهزاده عباس

      امام زاده شاهزاده عباس

      این شاهزاده در 700 سال پیش به خاک سپرده شده است که از 8 پشت از فرزندان امام علی نقی می باشد.
    • منزل آقا رضا رعیت

      منزل آقا رضا رعیت

      این خانه در محله واحدی بوده است و توسط حسینعلی اسدالله قلی ساخته شده است که قدمت آن به 400 سال پیش میرسد.
    • منزل ذاکری

      منزل ذاکری

      این خانه بخشی از ساختمان خانه استاد حسین بوده است معروف به خانه آقایون بوده و حد فاصل این خانه و آب انبار گذری سرپوشیده که به گذر آقا معروف بوده است.
    • منزل حاج محمد صادقی و محمد قدیری

      منزل حاج محمد صادقی و محمد قدیری

      این خانه دارای 160 سال قدمت می باشد و توسط نصرالله کشاورز ساخته شده است.
    • منزل حسین ساعدی

      منزل حسین ساعدی

      این خانه توسط حاج قاسم ساخته شده که دارای قدمت حدود 500 سال می باشد.
    • منزل باقری

      منزل باقری

      این خانه بخشی از ساختمان خانه استاد حسین بوده است که در حال حاضر به سه خانه مسکونی تبدیل شده است.حدفاصل بین این خانه و آب انبار به گذر آقا معروف بوده است.
    • منزل ارباب

      منزل ارباب

      قدمت این خانه به 160 سال می رسد و توسط میرزا امین الرعایا ساخته شده است.

کلیه حقوق مطالب و عکس های سایت متعلق به شورای روستای علی آباد می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: شرکت فناوری اطلاعات آیتیسا

Goup Code